شیطان بزرگ در تله‌ صبر؛ یمن و ایران وارثان عصر ظهور!

شیطان بزرگ در تله‌ صبر؛ یمن و ایران وارثان عصر ظهور!

  • 30 شهريور 1405 – 08:17
  • اخبار فرهنگی
  • اخبار فرهنگ حماسه و مقاومت
شیطان بزرگ در تله‌ صبر؛ یمن و ایران وارثان عصر ظهور!

کمتر دورانی را سراغ داریم که دو ملت، چون «یمن» و «ایران»، هم‌زمان در سنگری واحد نویدبخش رستاخیز باشند.

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم – گروه فرهنگی: مقاومت واقعی و نه نمادین و ظاهری همیشه طاغوت‌های زمانه را زمین‌گیر کرده است؛ مثل همین‌روزها که ایران و یمن به‌عنوان دو قطب و دو سنگر مقاومت واقعی اسلامی، استعمارگران یهودی عالم را خسته و کلافه کرده‌اند. به‌تازگی هم خبر رسیده ترامپ قصد حمله به یمن را داشته که با درخواست افرادی چون بن‌سلمان ولیعهد عربستان سعودی دست به این‌اشتباه استراتژیک نزده و بار دیگر از تهدیدات خود عقب نشسته‌ است.

آن‌چه رفتار امروز ایران و یمن بیان‌گر و تصویرکننده آن است، همان‌کلیدواژه‌ای است که «فرهنگ مقاومت» خوانده می‌شود.

علی معروفی آرانی پژوهشگر یهودیت و صهیونیسم به همین‌بهانه یادداشتی نوشته که برای انتشار در اختیار تسنیم قرار گرفته است.

در ادامه مشروح متن این‌یادداشت را می‌خوانیم؛

در گیرودارِ نبردی نابرابر که «نظم نوین جهانی» را در سودایِ برتریِ خود می‌بیند، دو نام در غرب آسیا همچون صاعقه‌ای بر اراده‌ی استکبار فرود آمده‌اند: «یمن» و «ایران». ملتی که در میانِ آتش و آهن، استقلال را فریاد می‌زند و ملتی که چهل سال است استقلالش را به بهایِ سنگینِ جان و مال، پاس داشته است.

تاریخِ بشریت، گواه مقاومت‌هایِ شگرفی است؛ اما کمتر دورانی را سراغ داریم که دو ملت، چون «یمن» و «ایران»، هم‌زمان در سنگری واحد، نه تنها علیه «شیطان بزرگ» فریادِ «مرگ» سر دهند، بلکه نویدبخشِ «رستاخیزی» باشند که تمدنِ نوینِ اسلامی را در آغوش می‌کشد.

گاهی، درد مشترک، پیوندهایی عمیق‌تر از هر پیمانِ سیاسی می‌آفریند. در قلبِ غرب آسیا، مردمی هستند در «یمن» که گویی حکایتِ مقاومتِ دیرینه‌ «ایران» را در قابِ چشمانِ کودکانِ گرسنه‌شان بازتاب می‌دهند. اینان، تنها قربانیِ یک جغرافیا نیستند؛ اینان، پیش‌قراولانِ عصری جدیدند.

آیا غرب آسیا در حالِ تماشایِ بزرگترین «رستاخیزِ ملت‌ها» در عصرِ ماست؟ در میانِ غرشِ موشک‌ها و سکوتِ مجامعِ بین‌المللی، «یمن» چون کوهی استوار ایستاده و «ایران» چون صخره‌ای مقاوم. اینان چه رازی در صبر و مقاومت دارند که «شیطان بزرگ» را به زانو درآورده است؟

امروز در جغرافیایِ پرآشوبِ غرب آسیا، جایی که «حق» و «باطل» با شفافیتی بی‌سابقه مرزبندی شده‌اند، نام «یمن» فراتر از یک جغرافیا، به نمادِ یک «مفهوم» تبدیل شده است؛ مفهومی که با واژگانی چون شجاعت، استقلال و اراده‌ی پولادین گره خورده است. اگر به نقشه‌ی تحولاتِ منطقه‌ی ما با چشمِ بصیرت بنگریم، پیوندِ عمیق و نانوشته‌ای را میان دو ملت می‌بینیم که هزاران کیلومتر فاصله دارند، اما در یک سنگر علیه «شیطانِ بزرگ» و ایادیِ او ایستاده‌اند: ملت مقاوم ایران و ملت قهرمان یمن.

این «رستاخیزِ ملت‌های غرب آسیا»، دیگر یک شعارِ برآمده از شورِ انقلابی نیست؛ یک واقعیتِ میدانی و تمدنی است که پایه‌های نظمِ نوینِ جهانی را به لرزه درآورده است. وقتی از یمن سخن می‌گوییم، از مردمی سخن می‌گوییم که در میانه‌ی محاصره‌ای وحشیانه، نابرابر و طولانی، نه تنها زانو نزده‌اند، بلکه با دستانی خالی و ایمانی که کوه‌ها را جابه‌جا می‌کند، هیمنه‌ی پوشالی ناوهای هواپیمابر و تکنولوژی‌های نظامیِ لاف‌زنانه‌ی غرب را به سخره گرفته‌اند. این همان روحیه‌ای است که ملت ایران نیز در طول چهار دهه‌ی گذشته، با عبور از طوفان‌های سهمگینِ جنگ تحمیلی، ترورها و فتنه‌ها با آن زیسته است.

از صنعا تا تهران: حماسه‌ «بیگانه‌هراسیِ مقدس» علیه استکبار!

وجه اشتراکِ عمیقِ ما و شما، تنها در «جنگ با آمریکا» یا تقابل با استکبار نیست؛ بلکه در «بیگانه‌هراسیِ مقدس» و غیرتِ ملی و دینی ماست. ما هر دو آموخته‌ایم که برایِ عزت، باید هزینه‌های سنگین پرداخت؛ چرا که ذلت، قیمتی بسیار گران‌تر دارد. دشمنانِ ما تصور می‌کردند با ابزارِ کلاسیکِ «محاصره‌ی اقتصادی»، «تحریم‌های فلج‌کننده» و «جنگ روانی»، می‌توانند اراده‌ی یک ملت را در هم بشکنند، اما غافل از آن بودند که تاب‌آوریِ یک ملتِ آزاده، ریشه در «ایمانِ لاینفک» دارد، نه در «معیشتِ وابسته».

ای مردمِ دلاورِ یمن! شما امروز در پیشانیِ تاریخ، طلایه‌دارانِ رستاخیزِ تمدنیِ اسلام هستید. همان‌طور که ملت ایران در دوران دفاع مقدس، با دست‌های خالی اما با قلبی متصل به لایزالِ الهی، بر ماشینِ جنگیِ مدرنِ صدام و حامیانِ جهانی‌اش پیروز شد، شما نیز در حال نوشتنِ زیباترین حماسه‌ی عصرِ ما هستید. شما به جهان ثابت کردید که «استقلال» و «آزادی»، کالاهایی نیستند که در بازارهایِ سیاهِ سازمان‌های بین‌المللی خرید و فروش شوند؛ این‌ها گوهر‌هایی هستند که تنها با خونِ پاکِ شهدا و پایداریِ خانواده‌هایِ مقاومِ ایثارگران به دست می‌آیند.

محاصره، سلاحِ شکست‌خورده؛ تاب‌آوریِ یمن و ایران، کابوسِ واشنگتن!

ما در ایران، صدایِ پایِ شما را در امتدادِ گام‌هایِ خود می‌شنویم. پیوستگیِ ما، نه یک اتحادِ تاکتیکیِ سیاسی، که یک «میثاقِ ایمانی» است؛ پیوندی میانِ دل‌هایِ منتظر و دست‌هایِ آماده‌ی رزم. ما و شما، در یک کشتی نشسته‌ایم که ناخدایِ آن خدای متعال است. محاصره‌ی اقتصادی، شاید سفره‌ها را کوچک کند و نان را بر ملت‌هایِ ما سخت سازد، اما اراده‌ها را چنان پولادین کرده است که هیچ تحریمی به آن راه ندارد. تاریخ شهادت خواهد داد که نه «تحریم»، نه «موشک‌هایِ هوشمند»، و نه «سازمان‌هایِ حقوق بشریِ بی‌خاصیت»، هیچ‌کدام نتوانستند مانعِ خیزشِ فرزندانِ اسلام شوند.

امروز آمریکا و صهیونیسم، با درکِ نادرست از ماهیتِ ملت‌هایِ ما، مرتکبِ خطایِ استراتژیکِ بزرگی شده‌اند. آن‌ها گمان می‌کردند با ایجادِ «قحطی» و «تهدید»، می‌توانند مردم را علیه حاکمیتِ خود بشورانند، اما آنچه در یمن و ایران می‌بینند، عکسِ آن است: اتحادِ ملت و حاکمیت در سایه‌ی بیرقِ مقاومت. ما یاد گرفته‌ایم که «بیگانه» هیچ‌گاه دلسوزِ ما نیست؛ خواه با ماسکِ حقوق بشر بیاید و خواه با بمب‌هایِ اهدایی. شجاعتِ شما در برابرِ جنگ، درسِ بزرگی برای تمامِ مستضعفینِ جهان است که چگونه می‌توان با اتکا به داشته‌هایِ درونی، با یک ابرقدرتِ جهانی درافتاد.

یمن، نبضِ مقاومتِ غرب آسیا؛ ایران، ضربانِ قلبِ رستاخیز!

ما به عنوانِ خادمینِ فرهنگ و ایثار، وظیفه داریم این «پیوندِ قلبی» را حفظ کنیم. یادِ شهدایِ شما، یادِ شهدایِ ما را در ذهن‌ها زنده می‌کند. هر شهیدی که در یمن بر زمین می‌افتد، قطره‌خونی است که به رگ‌هایِ غیرتِ امتِ اسلامی تزریق می‌شود. این رستاخیز، رستاخیزِ «خون بر شمشیر» است. ما در کنارِ شما هستیم؛ نه فقط در کلام، بلکه در همدلیِ عمیقِ قلبی و در تمامیِ عرصه‌هایی که شیطانِ بزرگ قصد دارد با فشار، اراده‌ی ما را بشکند.

ای مردمِ یمن، ای نوادگانِ انصار! صبوریِ شما، حکمتِ شما و دلاوریِ شما، سرفصلِ جدیدی در تاریخِ مبارزاتِ ضد‌استکباری گشوده است. بدانید که این شبِ تاریکِ محاصره و جنگ، دیری نخواهد پاید؛ چرا که سنتِ الهی بر نصرتِ مومنین است. ما با شما هستیم؛ تا آخرین نفس، تا آخرین سنگر، و تا آن لحظه‌ی باشکوهی که پرچمِ عدالتِ جهانی به دستِ صاحبِ عصر(عج) در اقصی نقاطِ جهان، از جمله یمن و ایران، برافراشته شود. رستاخیزِ ما، رستاخیزِ عدالت‌خواهانِ تاریخ است و این مسیر، بازگشت‌ناپذیر است.

سخن پایانی؛ میثاقِ خون و استقامت

در نهایت، آنچه یمن و ایران را در این پیچِ تاریخیِ سرنوشت‌ساز به هم پیوند داده، فراتر از یک اتحادِ سیاسیِ ساده است؛ این یک «میثاقِ ایمانی» است که با خونِ پاکِ شهدایِ هر دو سرزمین مهر و موم شده است. محاصره‌های ظالمانه، فشارهایِ اقتصادیِ خردکننده و هیاهویِ رسانه‌ایِ دشمنان، تنها آزمونی برای سنجشِ عمقِ ایمانِ ماست. ما به این باورِ عمیق رسیده‌ایم که هیچ قدرتی در جهان، یارایِ ایستادگی در برابر اراده‌ی ملتی را ندارد که شهادت را افتخار، ایستادگی را عبادت و «بیگانه‌هراسی» را عینِ عقلانیت می‌داند.

این «رستاخیزِ ملت‌ها» که امروز از صنعا تا تهران طنین‌انداز شده، صدایِ شکستنِ استخوان‌هایِ استکبار جهانی است. همان‌طور که ما در ایران، با تکیه بر فرهنگِ ایثار و نماز و نیایش، از دلِ طوفان‌هایِ دهه‌های گذشته سربلند بیرون آمدیم، یقین داریم که مردمِ یمن نیز با همین مشعلِ فروزانِ «ایمان» و «تاب‌آوری»، به زودی شاهدِ طلوعِ خورشیدِ استقلالِ کامل و خروجِ آخرین متجاوزان از خاکِ خویش خواهند بود

در این مسیرِ دشوار اما افتخارآمیز، ایرانِ اسلامی همچون برادریِ تکیه‌گاه، در کنارِ مردمِ یمن خواهد ماند. ما و شما در این سنگرِ مشترک، نه تنها از مرزهای جغرافیایی، بلکه از کرامتِ انسانی و عزتِ اسلام دفاع می‌کنیم. تاریخِ فردا، این روزها را به نامِ دورانِ «شکوهِ مستضعفین» ثبت خواهد کرد؛ روزگاری که در آن، تمدنِ غرب با تمامِ ادعاهایش در برابرِ ایمانِ دو ملتِ «یمن» و «ایران» سر تعظیم فرود آورد. پیروزی، نه در سایه‌ی بمب‌ها، که در سایه‌ی صبرِ این ملت‌ها و وعده‌ی الهی محقق خواهد شد.

وعده‌ی ما، فردایی است که در آن، زمین از لوثِ وجودِ شیطان پاک شده و عدالت، به یمنِ ایستادگیِ فرزندانِ مقاومت، بر جهان حاکم خواهد شد.

انتهای پیام/

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha