قهرمان، دیگر یک نفر نیست

نخستین نشست «سینمایی که می‌جنگد» با عنوان «موج نوی سینمای جنگ ایران» برگزار شد

photo_2026-09-16_20-53-54.jpg

قهرمان سینمای جنگ، در طول چند دهه بارها شمایل عوض کرده است؛ از رزمنده‌ای که در فضای سینمای دهه ۶۰ و پیوندهای عاشورایی آن شکل گرفت، تا فرماندهانی که در دهه ۹۰ به پرتره‌های سینمایی بدل شدند. حالا اما رامتین شهبازی از ورود سینمای دفاع مقدس به «فاز چهارم» سخن می‌گوید و سیدعلی سیدان از قصه‌هایی که هنوز ساخته نشده‌اند؛ قصه آدم‌هایی که جنگ را نه در آرشیو، که در همین زمانه زیسته‌اند. نخستین نشست «سینمایی که می‌جنگد» با عنوان «موج نوی سینمای جنگ ایران» با حضور این دو پژوهشگر و منتقد سینما و به میزبانی فردین آریش، به همین نقطه رسید: اگر سینمای جنگ قرار است از تکرار کلیشه‌های گذشته فاصله بگیرد، قهرمان تازه خود را کجا باید پیدا کند؟

از ژانر دفاع مقدس تا قهرمان جمعی

رامتین شهبازی بحث را از یک گزاره آغاز کرد: سینمای دهه ۹۰ را نمی‌توان جدا از سنت سینمای دفاع مقدس بررسی کرد. او بر استفاده از عنوان «ژانر دفاع مقدس» تأکید کرد و توضیح داد که این سینما، هم ویژگی‌های شمایلی و فرهنگی خاص خود را دارد و هم مانند هر ژانر دیگری در طول زمان دچار دگردیسی می‌شود. از نگاه او، ژانر قرار نیست خودش را تکرار کند؛ بلکه با تغییر دوره و شرایط، شکل تازه‌ای پیدا می‌کند.

شهبازی برای توضیح این دگردیسی، به سینمای وسترن و نوآر اشاره کرد و گفت همان‌طور که نشانه‌های این ژانرها در دوره‌های مختلف تغییر کرده‌اند، سینمای دفاع مقدس نیز در مسیر تاریخی خود شمایل‌های متفاوتی پیدا کرده است.

او سینمای دهه ۶۰ را بیشتر سینمای «مود و حال‌وهوا» دانست و در این دوره از «پرواز در شب»، «دیده‌بان» و «مهاجر» نام برد. به گفته او، در این آثار نسبت میان سینمای جنگ و عناصر فرهنگی و اعتقادی، از جمله واقعه عاشورا، نقشی اساسی دارد. سیدان نیز کربلا را از مؤلفه‌های ژانر دفاع مقدس دانست.

شهبازی سپس به دهه‌های ۷۰ و ۸۰ رسید؛ دوره‌ای که به تعبیر او، رگه‌ای شبه‌روشنفکرانه و انتقادی وارد سینمای جنگ شد و در آثاری چون «آژانس شیشه‌ای»، «برج مینو» و «بوی پیراهن یوسف» نمود پیدا کرد. به اعتقاد او، این نگاه ماندگار نشد و در دهه ۹۰، سینمای جنگ وارد فضای میانه‌ای شد که به تدریج به ساخت پرتره‌هایی از فرماندهان نظامی انجامید.

در این مرحله، به گفته شهبازی، «قهرمان شخصی» جایگاه بیشتری پیدا کرد؛ چراکه مخاطب جوان امروز الزاماً با فضای زیسته دهه ۶۰ آشنا نیست. بنابراین، سینما به سمت ساختن قهرمانانی رفت که بتوانند برای این نسل قابل لمس‌تر باشند. ابزارهای سینمایی و تولیدات بزرگ نیز به این جریان اضافه شد.

اما شهبازی معتقد است این مسیر اکنون به نقطه دیگری رسیده است: «دوره قهرمان جمعی». او برای توضیح این مفهوم به تجربه‌های اجتماعی سال‌های اخیر اشاره کرد و گفت حضور مردم در خیابان‌ها و روایت‌هایی که در مواجهه با خانواده‌های شهدا شنیده می‌شود، می‌تواند سینما را با سوژه‌هایی تازه روبه‌رو کند. از نگاه او، اگر سینما همچنان بر فضاهای پیشین اصرار کند و نتواند این «حرکت قهرمان جمعی» را درک کند، بخشی از امکان‌های تازه خود را از دست خواهد داد.

سینما؛ هنر افق‌ساز یک ملت

سیدعلی سیدان بحث خود را از تعریف سینما آغاز کرد. او گفت برای توصیف سینمای دهه ۹۰، ابتدا باید روشن کرد که سینما چیست و چه نسبتی با یک ملت و تاریخ آن دارد. از نظر او، سینما «یک هنر جمعی افق‌ساز» برای ملتی است که گذشته، تاریخ و آینده دارد. بنابراین، بررسی سینمای جنگ دهه ۹۰ نیز باید با این پرسش همراه باشد که این سینما چه نسبتی با ماجرای تاریخی ایران، انقلاب اسلامی و جنگ برقرار می‌کند.

سیدان بر این اساس، ورود یک نسل تازه به سینمای دهه ۹۰ را مهم دانست و از شکل‌گیری آنچه «موج نو»ی سینمای انقلاب می‌نامد، سخن گفت. او در این زمینه به فیلم «ایستاده در غبار» ساخته محمدحسین مهدویان و همچنین شکل‌گیری و نقش مؤسساتی چون اوج، حوزه هنری و روایت فتح اشاره کرد.

از نگاه سیدان، مسئله مهم این است که ذخیره قصه‌ها و کاراکترهای دفاع مقدس چگونه می‌توانند به سینمای معاصر راه پیدا کنند، بدون آنکه صرفاً بازتولید گذشته باشند. او معتقد است در بخشی از سینمای جدید، مفهوم «زندگی» به عنوان توجیهی برای جنگیدن وارد فیلم شده است؛ به این معنا که فرمانده یا قهرمان جنگی باید خود را خادم زندگی مردم نشان دهد.

او با اشاره به آثاری مانند «آسمان غرب»، «غریب»، «پیشمرگ» و «روز صفر» گفت در این نوع روایت، زندگی معمولی در برابر جنگ قرار می‌گیرد و قهرمان برای حفظ همان زندگی مبارزه می‌کند. از نظر سیدان، در نتیجه این رویکرد، معنای درونی و تاریخی زندگی خود قهرمان کمرنگ می‌شود و معناهایی از بیرون بر عمل او بار می‌شود.

سیدان همچنین معتقد بود در سینمای کلاسیک دفاع مقدس، خود مبارزه موضوع بود و عمل قهرمان در بستر تاریخی خودش معنا پیدا می‌کرد؛ اما در بخشی از سینمای امروز، این معنا از بیرون به شخصیت داده می‌شود. به اعتقاد او، در چنین شرایطی مردم نیز اغلب در جایگاه قربانی قرار می‌گیرند، نه کنشگر.

او در ادامه، بر ضرورت روایت تجربه‌های معاصر تأکید کرد و گفت ساختن فیلم درباره کسانی که فیلمساز تجربه زیسته‌ای از جهان آنها ندارد، دشوارتر است. از نظر او، راه دیگر این است که سینما سراغ آدم‌هایی برود که همین حالا در متن رویدادهای اجتماعی حضور دارند و تجربه‌شان را روایت کند.

قهرمان، میان تاریخ و زندگی

در ادامه، بحث به تغییر شمایل قهرمان در سینمای جنگ رسید. شهبازی در پاسخ به این پرسش، از مفهوم «تاریخ‌ها» و خوانش‌های جدید تاریخ سخن گفت. به تعبیر او، تاریخ فقط یک خط زمانی از یک واقعه تا واقعه دیگر نیست؛ هر فرد می‌تواند راوی یک تاریخ باشد.

او با اشاره به جانبازانی که سال‌ها پس از پایان جنگ به شهادت رسیده‌اند، گفت از این منظر می‌توان ادامه یافتن آثار دفاع مقدس را حتی پس از پایان رسمی جنگ دید. از نظر او، این نوع نگاه به تاریخ، امکان‌های تازه‌ای برای سینما ایجاد می‌کند.

شهبازی در همین زمینه نقش نهادها را نیز مؤثر دانست؛ نه لزوماً به معنای مقصر بودن، بلکه به عنوان نیروهایی که در شکل دادن به روایت‌ها و شمایل قهرمانان اثر دارند. او از اوج، حوزه هنری و ارتش نام برد و گفت ورود این نهادها به تولید آثار دفاع مقدس، به شکل‌گیری گفتمان «انسان معمولی» کمک کرده است.

او «موقعیت مهدی»، «احمد» و «منصور» را در همین مسیر مثال زد و توضیح داد که در این آثار، قهرمانان به وجوهی از زندگی روزمره نزدیک می‌شوند. به گفته شهبازی، این تغییر تا حدی تلاشی برنامه‌ریزی‌شده برای نزدیک کردن قهرمان به جنس زندگی معمولی مردم بوده است.

سیدان در پاسخ، تأکید کرد که مسئله اصلی از نظر او، خود مفهوم «زندگی معمولی» است. او گفت تجربه زیسته انسان‌های انقلاب و جنگ باید در زمینه تاریخی خودشان به درام تبدیل شود و نباید یک مفهوم بیرونی جای معنای درونی زندگی آنها را بگیرد.

از نگاه سیدان، سینما در صورتی می‌تواند از کلیشه‌ها عبور کند که تجربه‌های واقعی و معاصر را جدی بگیرد. او به تجربه‌هایی مانند هیئت و حضور اجتماعی مردم اشاره کرد و گفت اینها تجربه‌هایی هستند که مردم آنها را زیسته‌اند و بنابراین می‌توانند به ماده خام داستان و شخصیت تبدیل شوند.

قصه‌هایی که هنوز ساخته نشده‌اند

یکی از محورهای اصلی بحث، فاصله میان فیلم‌های ساخته‌شده و فیلم‌هایی بود که هنوز ساخته نشده‌اند. سیدان صریحاً گفت برای آینده سینما، شاید بیش از آنکه لازم باشد فقط ببینیم چه فیلم‌هایی ساخته شده‌اند، باید بپرسیم چه فیلم‌هایی ساخته نشده‌اند.

او تأکید کرد که تجربه‌های معاصر می‌توانند به کانون درام تبدیل شوند؛ تجربه‌هایی که آدم‌هایشان در دسترس‌اند و می‌توان درباره زندگی، شغل، انگیزه‌ها و کشمکش‌هایشان پرسید. از نظر او، سینما به «کاراکتر» نیاز دارد و این کاراکترها در جامعه وجود دارند، اما باید آنها را لمس و تجربه کرد.

سیدان همچنین از نبود روایت‌های سینمایی کافی درباره برخی رویدادهای اجتماعی سال‌های اخیر سخن گفت و معتقد بود بخشی از این غیبت به این دلیل است که ورود به تجربه زیسته مردم می‌تواند روایت‌های موجود از «زندگی معمولی» را به چالش بکشد.

شهبازی نیز در بخش دیگری از بحث، از ضرورت برنامه‌ریزی برای استفاده از ظرفیت‌های هنر سخن گفت. او مفهوم «حکمرانی با هنر» را مطرح کرد و تأکید کرد که این تعبیر به معنای تبدیل سینما به ابزار تبلیغات نیست؛ بلکه باید قابلیت‌های خود زبان سینما را برای مواجهه با رویدادهای اجتماعی و تاریخی شناخت.

در همین بخش، هر دو سخنران درباره آثار مرتبط با جنگ ۱۲ روزه نیز بحث کردند. شهبازی معتقد بود برای قضاوت نهایی درباره برخی از این آثار هنوز زود است و تحلیل قهرمان جمعی و تجربه یک واقعه بزرگ به زمان نیاز دارد. او در عین حال پذیرفت که این آثار از نظر دربرگیرندگی، هنوز با مسئله‌های مطرح‌شده در نشست فاصله دارند.

سیدان اما بر آینده و فیلم‌هایی که هنوز ساخته نشده‌اند تأکید داشت و می‌گفت باید به جای تکرار روایت‌های آماده، سراغ تجربه‌های تازه رفت.

هنر نباید قربانی سرعت شود

شهبازی در ادامه، از ضرورت شکل‌گیری یک «سپهر سینمایی» سخن گفت؛ سپهری که در آن تنها یک ژانر یا یک موضوع بر سینما مسلط نباشد و ژانرها، موضوعات و گروه‌های مختلف مخاطبان شناسایی شوند.

او یکی از مسائل اساسی سینمای ایران را نشناختن مخاطب دانست و گفت باید مشخص شود چرا بخشی از مخاطبان به سینما نمی‌روند و چه گروه‌هایی احساس می‌کنند فیلم خود را روی پرده نمی‌بینند. از نگاه او، پژوهش درباره مخاطب و دسته‌بندی نیازها و تجربه‌های او می‌تواند به سیاست‌گذاری و تولید داستان کمک کند.

شهبازی در عین حال نسبت به شتاب‌زدگی در تولید آثار هشدار داد. به اعتقاد او، سرعت زندگی امروز نباید باعث قربانی شدن هنر شود. او با اشاره به تجربه تئاتر، بر اهمیت تمرین، زمان و کار جدی برای رسیدن اثر هنری تأکید کرد.

او درباره «نیمه‌شب» مهدویان نیز گفت ممکن است این اثر در سال‌های بعد بیشتر به عنوان سندی از یک مقطع سینمای ایران اهمیت پیدا کند تا یک اثر هنری ماندگار. این سخن در امتداد بحث او درباره تفاوت میان ثبت یک تجربه و رسیدن به عمق هنری آن مطرح شد.

سینمای جنگ رمضان؛ بازگشت به کاراکتر

در بخش پایانی نشست، مجری از دو سخنران خواست تصویری از سینمای جنگ رمضان ارائه دهند. سیدان پاسخ خود را با یک پیشنهاد روشن آغاز کرد: سینما باید به کاراکتر برگردد؛ به آدم‌هایی که مبارزه و زندگی‌شان در هم تنیده و برای خودشان معنا داشته است.

او گفت باید سراغ کسانی رفت که در متن تجربه معاصر ایستاده‌اند و ماندن و کنش کردن را انتخاب کرده‌اند. به باور او، یکی از کاراکترهای مغفول سینمای امروز، انسانی است که هم بخشی از نیروی اجتماعی عمومی است و هم با لایه‌های مختلف تجربه دفاعی و اجتماعی پیوند دارد. این شخصیت، به اعتقاد سیدان، زندگی، کشمکش و درام دارد و باید درباره او تحقیق و با او گفت‌وگو کرد.

شهبازی در جمع‌بندی، این مسیر را ورود به «فاز چهارم» ژانر سینمای دفاع مقدس دانست. در تقسیم‌بندی او، دهه ۶۰ فاز نخست، دهه‌های ۷۰ و ۸۰ فاز دوم، دهه ۹۰ تا امروز فاز سوم و دوره پیش‌رو فاز چهارم است.

او گفت این مرحله باید ترکیبی از تجربه زیسته و برنامه‌ریزی باشد. به اعتقاد او، آدم‌هایی که در رویدادهای اجتماعی اخیر به میدان آمده‌اند، از حالت صرفاً جمعی خارج شده و به «سوژه» تبدیل شده‌اند؛ چراکه هرکدام انگیزه، قصه و کشمکش خود را دارند.

سیدان نیز تأکید کرد که برای روایت جنگ جدید، باید پیوستگی تاریخی و پیشینه شخصیت‌ها دیده شود. از نظر او، قهرمان نباید فقط فرماندهی فداکار، مؤمن و وطن‌دوست معرفی شود؛ بلکه باید روشن شود چه مسیری او را به این نقطه رسانده و چرا وارد جریان انقلاب و مبارزه شده است.

در پایان، بحث به نسبت سینما با جنگ ایران و آمریکا رسید. سیدان بر این نکته تأکید کرد که اگر چنین جنگی قرار است روایت شود، دشمن و نسبت تاریخی این درگیری نیز باید در خود روایت حضور داشته باشد. او معتقد بود سینما نباید برای رقابت با رسانه‌ها از هویت سینمایی خود فاصله بگیرد.

شهبازی نیز در جمع‌بندی خود تأکید کرد سینمای مرحله بعد باید پخته‌تر از سه مرحله پیشین باشد؛ سینمایی که اگر قرار است از قهرمان جمعی و تجربه زیسته سخن بگوید، آن را به کلیشه تازه‌ای تبدیل نکند. به این ترتیب، نخستین نشست «سینمایی که می‌جنگد» با پرسشی باز به پایان رسید: قهرمان تازه سینمای جنگ، اگر قرار نیست تکرار قهرمانان گذشته باشد، باید از دل کدام تجربه و کدام قصه بیرون بیاید؟

کد خبر 1069478

  • اشکان خطیبی: هر چیزی به جز پهلوی… ! | بازیگری که از خودش و امثال خودش قطع امید کرد | هیچ سلبریتی برای شما آزادی نمی‌آورد

  • محمدرضا فروتن در کنار لیلا حاتمی و شهاب حسینی دوباره احیا می شود؟

  • وقتی فساد پدرها زندگی بچه‌ها را نابود می‌کند

  • «اسکورت» از «زنده شور» جلو زد

  • قهرمان، دیگر یک نفر نیست

  • تصاویر کتک زدن داور ایرانی مقابل چشم دخترش | التماس‌های دختر را ببینید

  • سیلی سنگین به زنی که با دست‌ بسته سوار ون پلیس می‌شد! + فیلم

  • ارجاع قرارداد سفید قلعه‌نویی به هیئت رئیسه | 15میلیارد تومان برای هر ماه یا چک سفید امضا؟

  • فوری؛ قطعنامه تصویب شد | آمریکا به‌دنبال اقدام جدید علیه ایران و روسیه

  • بختیاری‌زاده حرف آخر را زد؛ باید قهرمان معرفی شویم

  • پیام سرلشکر محسن رضایی برای مردم: حماسه‌سازی شما در این شب‌ها در تاریخ ایران ماندگار خواهد ماند

  • ونس زمان پایان جنگ با ایران را اعلام کرد | جنگ وارد مرحله‌ کاملاً متفاوت خواهد شد

  • یک بانک کشور مختل شد؟ | توضیحات مهم بانک

  • تصاویر کتک زدن داور ایرانی مقابل چشم دخترش | التماس‌های دختر را ببینید

  • سیلی سنگین به زنی که با دست‌ بسته سوار ون پلیس می‌شد! + فیلم

  • نتانیاهو از چند ترور جدید خبر داد | برخی فرماندهان ترور شدند

  • اسرائیل ترورها را شدت بخشید؛ این ریختن خون برای چیست؟ | پشت پرده سیاست نتانیاهو

  • روزگاری که پورعرب و حجازی این شکلی بودند! | عکس

  • شاهکار تاکتیکی پهپادها و موشک‌های ایرانی | شکار مقر سازمان سیا CIA در ۲ کشور همسایه ایران | جزئیات بی‌سابقه خسارات

  • ایران و امارات موفق به حل اختلافاتشان شدند

  • تحقیر سنگین رونالدو و یارانش علیه استقلال | العین در صدر و تراکتور در قعر + جدول

  • به هرگونه استقرار سلاح‌ هسته‌ای پاسخ می دهیم

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha